انجمن خردمند
انجمن خردمند
نام کاربری:
لغت عبور:
ذخیره لغت عبور
یادآوری لغت عبور

 تمامی انجمنها
 فلسفه و عرفان
 عمومی
 نیروی جنسی، منبع بزرگ انرژی
 موضوع جدید  پاسخ به نامه
 ارسال این موضوع برای یک دوست
 نسخه قابل چاپ
صفحه بعدی
نویسنده موضوع قبلی موضوع موضوع بعدی
صفحه: از ۳

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۶/۱۰/۰۱ :  ۲۲:۵۱:۱۲  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

باسلام

نگاه جنسیتی ، حق هر انسانی ست ؛
که خداوند جنسیت را ، به او عطا کرده است.
آن چه که توسط ، خداوند آفریده می شود ؛
نمی تواند ؛
مورد نکوهش واقع گردد.

انسانی که صرفاً ، با نگاه جنسیتی ، به دنیای اطرافش می نگرد ؛
و می خواهد ؛
بدون عشق و علاقه ، تنها چون حیوانی که سد جوع می کند ؛
از جنس مخالف بهره ببرد ؛
تا اندازه ای معین ، می تواند ، مورد نکوهش انسانیت واقع گردد ؛
زیرا عمل هر کس به خود او مربوط می باشد.
 
ما نمی توانیم قضاوتش نماییم.
احترام به آزادی ، منظوری جز این ندارد.
 
اگر قرار بود خداوند ، چون پادشاهان بگوید :
هر کس به حرف من باشد و از من اطاعت کند ؛
همه چیز به وی خواهم داد ؛
و هر کس ، با من مخالفت نماید ، بی آبرو شود ، کشته گردد ؛
یا مجازاتی دیگر ؛
آنگاه بین خداوند عادل و بخشندۀ مهربان ، با یک پادشاه ظالم زمانه ، چه فرقی بود؟!!!
یک پادشاه و یک نفس ظالم و غیر آزاده نیز ، همین گونه سخن می گوید.

این از قدرت ، بی نظیر خداوند است ؛
که انسان ها را ، در اشد آزادی قرار داده است.
از بزرگی اوست.
هیچ کس توانش را ندارد ؛چ
که چنین احترامی را ، به زیر دستانش روا دارد.
 
زندان ها را ما می سازیم ؛ 
نه پروردگار پاک عالمیان.
زشتی خود را ، به او نسبت می دهیم ؛
که از بزرگ ترین و ناشایست ترین ، اشتباهات ماست.

به قول بزرگان:
" خداوند از هر زشتی ای پاک و مبراست. "

حافظ راست می گوید :
که در جهان ، زشتی وجود ندارد.
اگر زشتی به نظر می رسد ، خداوند آن را نیافریده است.
 
ما انسان های نادان ، از جهل و کوته نظری ، به خداوند پاک ، آن ها را نسبت می دهیم.

حال اگر بنا را ، بر آزادی انسان بگذاریم ؛
هیچ کس ، حق قضاوت کردن دیگری و مجازاتش را نخواهد داشت.
 
قوانین اجتماعی ، صرفاً قوانین هستند.
برای احترام به آزادی همه.
نه این که به حکم قوانین ، به یکدیگر اهانت کنیم ؛
و همدیگر را زیر سئوال ببریم.


ویرایش شده توسط - منم درتاریخ ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ ۰۰:۲۴:۲۸
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۰:۱۵:۴۷  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

 

خداوند به محمد (ص) فرمود:
" محمد بیش از حد برای نجات مردم خودت را رنج مده. اگر می خواستیم ، خود این کار را می کردیم."

خداوند به محمد تذکر می دهد ؛

که اگر مردم مجاب نمی شوند ، من نمی خواهم.
پس محمد ، به حدودی که خداوند بر تو و دیگری مقرر کرده ، احترام بگذار.
 
خداوند در این جملات به عشق محمد ، درودی پنهان می فرستد ؛
و آزادی خلق را به وی ، گوشزد می نماید.
 
یعنی :
حتی عشق من ، که در تو متجلی گشته است ؛  
نباید اجباری برای خلق ، ایجاد کند.
حتی کمک تو و نجات دیگران ، نباید اجباری باشد.

در ایران معمول است ؛
که انسان ها را ، بر دو دستۀ خوب و بد تقسیم نمایند.
سپس خوب ها می توانند ؛
هرکاری که صلاح می دانند ؛
انجام داده و بدها باید در مقابلشان ، سر فرود آورند.
در حالی که ما سخنان مردان آزاده را ، در کنار خود داریم! 

آنان چون علی (ع) می گویند:
"معاویه را بکشید ولی به او توهین نکنید."

یعنی اگر بر طبق قوانین وضع شدۀ اجتماعی ، قاتل به مرگ محکوم می شود ؛
اشکالی ندارد ؛
که او را قصاص کنید.
 
اما به دلیل آزاد بودن انسان ، برای هر کاری ، نباید به او توهین شود.
 
زیرا این حق را ، پروردگاری به او داده است ؛
که تمامی آسمان و زمین ، حق و ناحق ، از اوست.
 
( هر چند اسلام بهتر می داند که از قصاص هم بگذریم.
اما در مورد کسانی که ، مردم را فوج فوج و بی دلیل می کشند ؛
و قصد حکومت ناعادلانه بر آنان را دارند ؛
مسئله کمی فرق دارد.)

کار ما ، خوب و بد کردن یکدیگر ، و جهان اطراف مان شده است.
 
در حالی  که ، اگر به طور مداوم به عیب ها و مزایای خود بنگریم ؛
وقتی برای قضاوت دیگری ، نخواهیم داشت.

راست می گویند بزرگان علم و ادب:
" گناه دیگری را بر تو نخواهند نوشت. "

یعنی در کار دیگران دخالت نکن.
به تذهیب نفس خودت بپرداز.
اگر تشخیص دادی که کاری خوب یا بد است ؛
خودت به آن بپرداز ؛
و خلق را از انجام آن عمل ، معاف کن.
 
آن چه تو برداشت کرده ای ، اول و آخر ، صلاح خودت در آن می باشد.
شاید صلاح دیگری ، در چیز متفاوتی باشد.
می توانی نصیحت کنی.
اما دستور و جبر ، اهانت و تهمت ، برچسب و شخصیت سازی ، هرگز!

انسان چنان آزاد است ؛
که فکرش را هم ، نمی تواند بکند.
 

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۰:۱۷:۳۱  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

 
فقط احترام به آزادی دیگران ، و عشق به دیگری ، که در واقع بخشی از ، وجود خودمان می باشد ؛
می تواند ؛
ما را به رعایت عادلانۀ یکدیگر ، ملزم سازد.
آن هم به تشخیص خود ما و خدایی که از درون خویشتن درک می کنیم.
 
باید بدانیم ؛
که ذهن ما و ذهن کل ، که بخشی از آن هستیم ؛
همان گونه که ، با دیگری رفتار می کنیم ؛
با ما رفتار می کند!

اگر کسی هرزه است ؛
به دیگران نیز کاری ندارد ؛
و تجاوز به حقوق دیگری نیز ، نمی کند ؛
به خودش مربوط است.
 
کوچک ترین اهانت ، از طرف ما نسبت به او ، رفتاری ست ؛
که نقشی مداخله کننده دارد.
 
نقض کنندۀ آزادی اوست.
 
در حالی که همیشه ، این طور وانمود می کنیم ؛
آنان که هرزه هستند ؛
آزادی ما را ، نادیده می انگارند!
 
همۀ ما انسان های نادان ، به شکلی ، چه با خوب بودن و چه با بد بودن (به اصطلاح خودمان ) ، دیگری را محدود ساخته و به وی بی احترامی می نماییم.

حتی زیادی به خود ایراد گرفتن نی
ز ، مناسب حال ما نیست.
البته بستگی دارد ؛
که در انتقادهایمان ، چه چیزی را مد نظر قرار بدهیم.

می توان مثل حیوان زندگی کرد.
 
کسی را یارای اعتراض بر ما نیست.
زندگی مال ماست.
از کیسۀ خلیفه که نبخشیده ایم!
اما اگر حیوان خطابمان کردند ؛
نباید بر دیگری که حق را بیان کرده است ؛
خرده بگیریم!

باید دید که از زندگی خویش ، چه انتظاری داریم ؟!
اگر انتظارات و آرزوهای بزرگ داریم ؛
باید خود را برانداز کرده و کوشش و تفکر را از یاد نبریم.
 
اگر انسانی بداند ؛
که همه چیز انرژی ست ؛
و بخواهد به چیزهای بزرگ دست یابد ؛
خواهد دانست ؛
که برای به دست آوردن و غلبه بر انرژی های بزرگ ؛
باید دارای انرژی زیادی در خویش ، برای شکار کردن خواسته اش باشد.

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۰:۲۱:۳۹  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

 

بزرگ ترین منبع انرژی ، که قابل دسترس نیز می باشد ؛

انرژی جنسی می باشد.
 
اگر صرفاً برای لذت جویی مصرف گردد ؛
شخص گناه کار نیست.
اما هرگز ، به آرزوهای بزرگش نخواهد رسید.

وقتی که دو جنس مخالف ، در کنار یکدیگر قرار می گیرند ؛
اجباراً به سوی یکدیگر کشیده می شوند.
مانند دو اتم .
 
راستش را بخواهید ؛
انسان اتمی ست ؛
که خود را می فهمد.
 
در این جهان ، همه چیز دو قطبی ست.
 
ایرادی بر من و شما نیست ؛
که قانون جاذبه وجود دارد ؛
و با شدت تمام ، عمل می کند!
شما می توانید ؛
با شناخت این قانون ، آن را در بند بکشید.
یا به زبان بهتر ، از آن بهره بجویید:

اگر صفحه ای را سیاه کرده و در مرکز آن نقطه ای سفید رنگ قرار دهید ؛
نقطه به شدت خواهد درخشید.
سفیدی و سیاهی ، هر دو به شدت در مقابل یکدیگر قرار گرفته ، خودی نشان می دهند.
سیاه به شدت مکمل سفید و سفید نیز ، به شدت مکمل سیاه خواهد گردید.
 
اما در صورتی که زمینه ، کمی به سمت خاکستری مایل گردد ؛
در صفحه ، این چنین درخشش و تمایل به پویایی را ، بین رنگ های خاکستری و سفید ، نخواهیم داشت.

حداقل برای انسان دو راه وجود دارد:

۱- به حداکثر تضاد روی آورده ، تا حداکثر انرژی را در مدت زمان کوتاه تری ، بیندوزد.
۲- با کنتراست کمتری به کار خود مشغول گردد ، تا کنترل موقعیت از دستش خارج نشود.

در حالت اول:
انسان ها ، زیاد از حد ، نیروی زنانه را (که سمبل بارز آن زنان هستند) ، در پوشش ، اسرار و تاریکی فرو ببرند.  
آنگاه نیروی مردانه ، چون نقطۀ سفیدی در صفحۀ تاریک ، خواهد درخشید.
 
سپس تضاد به حداکثر می رسد ؛
و طبق قانون جاذبه ، به هر دو نیروی مخالف ، نیروی جاذبۀ شدیدی ، اعمال خواهد شد.
 
یعنی هر فرد ، به شدت تحت تاثیر جاذبۀ جنس مخالف خود واقع خواهد گردید.
زیرا کنتراست جنسی ، بالا رفته است.

در حالت دوم:
پوشش ، اسرار آمیز بودن و تاریکی ها ، کمتر می شوند.
بنابراین از شدت جاذبه ، کاسته خواهد شد.
 
این یک علم است.
همۀ ما نیز به اشکالی ، دربارۀ آن شنیده یا خوانده ایم.

البته به این معنا نیست ؛
که فرد قدرت کنترلی بر خود ندارد.
بلکه شدیداً تحت آزار این نیروها ، قرار می گیرد.
 
مسلماً در آدم هایی که ، قدرت ارادۀ کمتری دارند ؛
بیشتر نمایان خواهد شد.
خصوصاً نوجوانان و آنانی که کمتر ، تحت کنترل نیروی عقل قرار دارند ؛
یا کسانی که ، از عقل کمتری برخوردارند.

اگر این کنتراست بخواهد بیش از حد از بین برود ؛
جاذبه ی بین این دو نیرو نیز ، کمرنگ خواهد شد.
 
در نتیجه میدان انرژی ، حاصل شده از این دو قطب ، که می توان از آن بهره جست ؛
ضعیف می شود ؛
و میزان انرژی دریافتی ، به شدت تنزل خواهد یافت.

کسانی که می خواهند ؛
از این انرژی ، به نحو بهتری استفاده کنند ؛
به یکی از دو روش پیشنهادی ، می توانند ؛
عمل نمایند.
 
افرادی که ، اراده ای بسیار قدرتمند دارند ؛
می توانند ؛
تضاد را ، با پوشش ها و موضع گیری های شدید دو جنسی و قطبی ، افزایش داده و از آن انرژی بگیرند.
 
در عین حال ، سایر مردم نیز می توانند ؛
بنابر میل شخصی ، با پوشش و موضع گیری کمتر ، از فشار میدان وارده ، بکاهند.

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۰:۳۵:۳۱  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

 

در مقالۀ قبل ، دو راه برای استفاده و بهره جستن از نیروی جنسی ، عنوان شد.

که در این مقاله نیز ، دنباله اش را می خوانیم :

 

انسان در طول زندگی اش ، همواره به دنبال راه هایی بوده است ؛

که بتواند ؛

انرژی را ، افزایش دهد.

در نتیجه ذخیرۀ آن نیز ، اهمیت زیادی یافت.

 

روزگاری انسان ، تنها و سرمازده ، در وحشت جانفزایی که از گرسنگی و ترس ، نشات می گرفت ؛

زندگی می کرد.

 

آرزوی او ، داشتن انرژی بود.

به هر میزانی که ، طلب کند.

تا آن چه را بخواهد ؛

بتواند ؛

به دست بیاورد.

انسان کشاورزی را ، یاد گرفت.

سپس آن قدر ، محصول به دست آورد ؛

که به فکر ذخیره و انبارکردن آن ها ، برای روز مبادایش ، افتاد.

 

خواسته های ما ، تمام شدنی نیست.

زیرا دنیای عجیب و بی انتهایی که ، در آن زندگی می کنیم ؛

همواره تحول پذیر است.

پایان ندارد.

 

زایش پی در پی ، بی نهایت امکانات ذهنی و جسمی ، شرارۀ خواهش را شعله ور می سازد.

امروزه در ساخت سدها ، گرفتن انرژی از رودی خروشان ، مد نظر است.

سدی بر رودخانه ، برای تولید و دریافت انرژی ، یک فکر بی ریشه نیست.

بشر همواره ، با شناخت محیط و طبیعت اطرافش ، از آن درس گرفته است.


گاهی نیز با شناخت خود ، به اعمال شگفت انگیزی دست زده است.

با شناخت عملکرد ذهن ، رازهایی را آموخته است ؛

که روزی برایش ، رویایی باور نکردنی و محال به نظر می رسیدند.


رویاهای امروز نیز ، دست یافتنی خواهند شد.

ناممکن ها ، بالاخره ممکن خواهند شد.

اما چگونه؟!!!

راهش به فراخور حال ما ، کشف خواهد شد.


به طبیعت نگاه کنید.

ببینید چگونه آفریده شده است؟

چگونه مشکلات را حل کرده است؟

چگونه به وحدت رسیده است؟


به بدنتان نگاه کنید.

یک دستگاه ، خارق العاده است ؛

که کارش دریافت ، تولید و ذخیرۀ انرژی ست.

 

روح یا انرژی ، درون این بدن ، و در میان ذرات آن ، چه می کند؟!


انرژی جاری ، از مجراهایی که مانند مجراهای سد ، عمل می کنند ؛

به اشکال مختلف ، از بدن خارج می شود.

سپس بدن ، با محیط اطراف خود ، تبادل انرژی می کند.

 

انرژی دوباره ، از راه های مختلفی ، چون غذا خوردن ، وارد بدن شده ؛

و اندام های ( موتورها ) بسیاری را در آن ، به حرکت وامی دارد.

 

در بدن انسان ، انرژی الکتریکی تولید می شود.

زیرا از دو قطب وجود ، میدانی تشکیل می گردد ؛

که از تبادل انرژی ، بین آن ها به وجود آمده است.

انرژِی این میدان ، قابل بهره برداری ست.


انسان سیستمی ست ؛ 

که می تواند ؛

انرژی مورد نیاز خود را ، تامین سازد.

یعنی :

یک سیستم خودکفا باشد.

 

اگر چرخش انرژِی ، در بدن انسان و سایر کالبدهای انرژی اش ، مداری بسته را تشکیل دهد ؛

انرژی هدر نمی رود.   
در این صورت ، پیری ، بیماری و حتی مرگ نیز ، تحت کنترل فرد انسانی ، قرار می گیرد.

  

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۱:۱۷:۵۴  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

بدن انسان ، برای روح ، سدی ست ؛

که یک باره ، انرژی اش را آزاد نسازد.

 

هوشی در انسان وجود دارد ؛

که به طور ناخودآگاه ، از روح و جسم او  ، یک سیستم پیچیده و مستقل ساخته است.

 

برای انسان نادان ، بدن زندان روح است.

اما برای طبیعتی که این ترکیب را به وجود آورده است ؛

یک سیاست و روش بهره برداری از انرژِی ست.

 

اندیشه و ماهیتی در ما زندگی می کند ؛

که از این ماهیت های دوگانه ، در انسان  ، اتحادی در جهت رسیدن به تمامی خواسته های ممکن اش ، به وجود آورده است.

او تمامی ماهیت ها را ، به خوبی می شناسد.

 بنابراین به نحو احسن از آن ها ، استفاده می کند.

 

او موجودی ست ؛

که هر چه را بخواهد ؛

می تواند!

 

یکی از مجراهایی که ، این انرژی را ، کنترل شده و با فشار ، بیرون می دهد ؛

تا از آن بهره جوید ؛

مجرای جنسی ست.

 

همان گونه که انسان ، سدها را بر آب ها ساخته است ؛

طبیعت نیز ، سدی در برابر این انرژی قرار داده است.

بدن مانع از این ست ؛

که انرژی به طور ناگهانی ، آزاد گردد.

 

روح بدون بدن ، نمی تواند ؛

از انرژی خود ، بهره برداری کند.

هدایت انرژی ، به سوی برآورده سازی خواسته ها ، تنها با وجود بدن صورت می گیرد.

 

همان گونه که در آینه ها می بینیم.

 

آینه می تواند ؛

نور را منعکس کرده و بر موضوعی خاص ، متمرکز سازد.

 

آینه های مقعر می توانند ؛

 نور را در مرکز و کانون خویش ، متمرکز ساخته و ذخیره نمایند.

 

اگر در مرکز یک کره باشی ؛

و نوری را از درون مرکز آن ، به سطح داخلی کره بتابانی ؛

هر شعاع نور ، روی خودش برمی گردد ؛

و دوباره به مرکز ، تابیده می شود.

 

 بنابراین ، نور در مرکز ، متمرکز می گردد.

اما با عمل انعکاس مداوم و بی پایانی که وجود دارد ؛

این نیرو ، هر چند ناچیز ، به بی نهایت انرژی مبدل خواهد شد.

 

به نظر می رسد ؛

که این ذرۀ نور ، با این که ، نهایت دارد ؛

و این نهایت ، عددی بسیار کوچک و فرضی می باشد ؛

بی نهایت را ، به تماشا می گذارد!

 

 

حضور انرژی یا روح ، در مرکز وجود بشر ، با استفاده از  محدودۀ بدن ، می تواند ؛

به بی نهایت انرژی مبدل شود.  

بعد از انرژی بقاء  ، که در تمامی موجودات زنده وجود دارد ؛

انرژی جنسی ، قدرتمند ترین ، انرژی هاست.

 

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۱:۲۷:۴۰  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

 

 

یکی از دلایلی که انرژی جنسی ، تا این حد در انسان ها قوی است ،

نداشتن انرژی ، برای ارتباط با سطوح عالی تر آنست.

 

این سطوح در اکثر انسان ها ، فعال نیستند.

 

وقتی که فرد به بلوغ می رسد ؛

یعنی :

انرژی جنسی ، در او پدیدار می گردد ؛

در واقع برای اولین بار ،انرژی درونی اش ، تجزیه شده و به دو شکل کاملاً متفاوت و مجزا ، از بدنش خارج می شود .

انرژِی ، دو قطبی شده و مانند یک ذرۀ باردار ، در یک میدان مغناطیسی یا الکتریکی ، عمل می نماید.

بینش وی تغییر می کند.

تحت تاثیر دو دیدگاه ، به طور جداگانه ، قرار می گیرد.

 

 دیدگاه و ارتباط او با اطرافش ، نسبی شده و حول یکی از دو محور ، می چرخد.

 

انسان در کودکی ، انرژی بقاء و حفظ آن را درک می کند.

اما وقتی که به سطح انرژی بیشتری رسید ؛

و سطح برتری از انرژی ، در وی فعال گردید ؛

از کانال دوم انرژی ، آگاهی می یابد.

 

کانالی که ، او را به دو قطب مخالف ، تجزیه کرده است ؛

تا بهره برداری از انرژی را ، شروع نماید.

به همین دلیل ، شعور در حیوانات ، از گیاهان و در آنان نیز ، از معدن ، بیشتر است.

 

وقتی که بهره برداری از انرژی ، شروع می شود ؛

به میزان عقل و نوع خواستۀ فرد ، مورد استفاده واقع می گردد.

 

اگر خواستید ؛

برای درک و دانش  ، هنر  ، استقلال فردی یا آزادی ابدی ، از آن بهره جویید .

و اگر تمایل داشتید ؛

برای لذت های بسیار کوچک ، آن را هدر دهید.

 

با توجه به این که آزادی ، انسان را خودکفا و پادشاه وجود خویشتن می نماید ؛

و از او اسکندری فاتح می سازد ؛

می توانید ؛

تصمیم بگیرید ؛

که آن را صرف ، چه کاری نمایید!

 


ویرایش شده توسط - منم درتاریخ ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ ۰۱:۴۶:۴۷
برو بالای صفحه
 
صفحه: از ۳ موضوع قبلی موضوع موضوع بعدی  
صفحه بعدی
 موضوع جدید  پاسخ به نامه
 ارسال این موضوع برای یک دوست
 نسخه قابل چاپ
برو به:
انجمن خردمند © ثبت شده توسط رامین ظفرعزیزی برو بالای صفحه