انجمن خردمند
انجمن خردمند
نام کاربری:
لغت عبور:
ذخیره لغت عبور
یادآوری لغت عبور

 تمامی انجمنها
 فلسفه و عرفان
 عمومی
 واقعيت و جودي انسان
 موضوع جدید  پاسخ به نامه
 ارسال این موضوع برای یک دوست
 نسخه قابل چاپ
صفحه بعدی
نویسنده موضوع قبلی موضوع موضوع بعدی
صفحه: از ۲

saghii
عضو معمولی


دارای ۲۰۵ مقاله
و ۰ تصویر ارسالی
با ۳۷ ماه عضویت


کم تحرک


تشکر از ایشان: ۳۲۱
تشکر از دیگران: ۴۵۵

Iran
saghii

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۲ :  ۱۶:۰۶:۵۴  مشاهده اطلاعات کاربری  ارسال نامه به آدرس شخصی  مشاهده سایت saghii  ارسال یک پیغام Yahoo! برای saghii  پاسخ به نامه با نقل قول

ذهن چیست؟

اگر خاطرات من،هویت من و تمام چیزهای اکتسابی و انضمامی ام رو ازم بگیرن،

 ایا چیزی که از من باقی می مونه،ذهن من است؟

ایا تعبیراین شعر که
 

              ای برادر تو همه اندیشه ای
                                      

                                                   مابقی استخوان و ریشه ای

 

همین است که واقعیت وجودی من ذهن من است؟

 

به قول دکارت:

                                      می اندیشم،پس هستم؟

 

 

پس فرق "حضور" با "ذهن" چیست؟


زندگاني سيبيست ,گاز بايد زد با پوست..

 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ :  ۰۲:۱۰:۵۷  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

باسلام

دوست گرامی

 

تاپیکی دربارۀ این موضوع ، قبلاً ایجاد شده است.

مانند نیروهای جنسی.

 

اگر اشکالی ندارد ؛ 

سعی می کنم ؛

آن ها را پیدا کرده ، تا در ادامۀ آنان ، بحث نماییم.

 

هم چنین ، مجبور به تکرار مطالب ، نگردیم.

 

با این وجود ، اگر تمایل به همین تاپیک دارید ؛

آن مطالب را ، کپی پیست می نمایم. 

 

باسپاس


ویرایش شده توسط - منم درتاریخ ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ ۰۲:۱۵:۳۴
برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۴ :  ۱۳:۱۸:۵۸  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

اگر خاطرات من،هویت من و تمام چیزهای اکتسابی و انضمامی ام رو ازم بگیرن،

ایا چیزی که از من باقی می مونه،ذهن من است؟
ایا تعبیراین شعر که
 

              ای برادر تو همه اندیشه ای
                                      

                                                   مابقی استخوان و ریشه ای

 همین است که واقعیت وجودی من ذهن من است؟

 به قول دکارت:

                                      می اندیشم،پس هستم؟

 

 

باسلام

برشما دوست گرامی

 

اگر تمامی متعلقات وجودی شما را ، از شما بگیرند ؛

حتی درک از وجودتان را ، از شما بگیرند ؛

تنها ، حضور باقی خواهد ماند.

نه ذهن!

 

زیرا ذهن ، خود یک ماهیت است.

جسم ، عاطفه ، حافظه و استدلال ، ... اشکال متفاوتی از ، ذهن هستند.

 

سخن دکارت ، در سطح خاصی عمل می کند.

و باید به تمامی سخنانش ، با شناخت ویژه ای از وی ، نگاه کرد.

 

و چون این شناخت را ندارم ؛

در مورد بیانات ایشان ، چیزی نمی گویم.

 

اما حقیقت ما ، به شکلی ، همان اندیشه است.

نه آن اندیشه ای که ، دکارت یا دیگران می گویند!

 

اندیشه ای واحد ، که در حال اندیشیدن نیز ، نیست!

 

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۴ :  ۱۴:۰۵:۱۶  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

 

ذهن چیست؟

پس فرق "حضور" با "ذهن" چیست؟

 

"حضور" ، تنها چیز واقعی ست ؛

که وجود دارد.

 

هرگاه ذهن ، خاموش است ؛

هرگاه ذهن ، خوابیده است ؛

یا به نوعی ، مرده است ؛

یا از کار ، افتاده است ؛

"حضور" نامیده می شود.

 

اما ذهن فعال ، خود ذهن ، نامیده می شود.

 

در عین حال ، ذهن نیز ، تشکیل شده از یک میدان است.

میدانی که ، دارای دو قطب است ؛

و زایندۀ انرژی ست.

 

حضور یا ذهن خاموش ، وجود دارد.

بدون خلقتی یا اندیشه ای.

نه خالقی و نه مخلوقی.

 

اما به محض یک اشارۀ هر چند ناچیز و مجازی ، این حضور ، به یک ذهن روشن شده ، مبدل می گردد!

 

به نوعی می توان گفت:

حضور ، وارد ذهن می شود.

 

یعنی:

وارد وضعیت جدیدی می شود.

در وضعیتی که ، آگاه بر خویشتن است.

 

زیرا اگر اشاره ای کوچک و حتی موهومی ، به وجودی بشود ؛

این اشاره ، در حضور انجام می گیرد ؛

بنابراین ، حضور ، از خواب بیدار می شود.

 

یعنی:

از دنیای "حضور مطلق" ، پا به دنیای "وجود و هستی" می گذارد.

 

از برخورد حضور مطلق ، با این وجود ، دوگانگی پدید می آید.

و ضد آن وجود ، در حضورمطلق ، شکل می گیرد.

 

آن گاه ، دو قطب پیدا می شود.

و چراغ ذهن ، روشن می گردد.

 

برو بالای صفحه
 

تهرانی
عضو جدید


دارای ۴۸ مقاله
و ۰ تصویر ارسالی
با ۳۶ ماه عضویت


نظاره گر


تشکر از ایشان: ۴۴
تشکر از دیگران: ۵۷

Iran
تهرانی

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۵ :  ۱۶:۴۰:۰۵  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

سلام

به نظر می رسه ذهن، یه محیط بسیار مستعد و آماده برای اندیشه باشه.

همانطور که یک ظرف کشت نیز محیطی مناسب برای رشد و تکثیر باکتری هست.

درواقع قوانینی ریشه ای در ذهن حاکم هستن که بر اساس اونها هر اندیشه ای می تونه در ذهن به سرعت تجلی پیدا کنه.

اصلی ترین این قوانین اصل تضاد هست.

در حقیقت حضور متضادهاست که ذهن رو فعال می کنه. اندیشه هم دقیقا چنین ویژگی داره.

تمام اندیشه های ما از تضاد و تقابل شکل می گیرن.

به هر چیز که فکر کنیم، برای اونکه بتونیم اون رو تجسم یا درک کنیم باید به نقطۀ متقابل اون هم فکر کنیم.

به همین ترتیب هست که با حضور اندیشه، ذهن فعال می شه و از اونجای که بسیار مستعد هست، به سرعت اندیشۀ خام اولیه رو شکل می ده و عملا اون رو از چنگ صاحب اندیشه خارج می کنه.

این محیط خیلی به درد بخوره به شرطی که یاد بگیریم بهش اجازه ندیم اندیشه هامون رو از چنگمون در بیاره.

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ :  ۱۷:۱۳:۴۱  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

باسلام

بردوستان گرامی

 

ذهن یک میدان است.

میدانی که ، از دو قطب تشکیل شده است.

 

از هر اندیشه یا ماهیتی ، اگر ضد و نقیض اش را بسازیم ؛

این دو نقیض ، می توانند ؛

با یک دیگر ، یک میدان تشکیل دهند.

 

به عنوان مثال:

زن با مرد ، یک میدان می سازد ؛

و فاعل با مفعول.

تاریک با روشن.

مثبت با منفی .

زنده با غیرزنده.

خدا با بنده.

......

 

هر دو چیزی!

تنها باید مخالف و متضاد یک دیگر باشند.

و تمامی این میدان ها ، یک نوع و یک سطح ، از ذهن هستند.

 

در نتیجه می توانند ؛

انرژی تولید کنند ؛

و زایندگی داشته باشند.

 

مرد و زن ، با تولد یک فرزند ، می توانند ؛

زایندگی داشته باشند.

چون فاعل و مفعول هم هستند ؛

در این وجه هم ، یک میدان تشکیل داده و زایندگی دارند.

 

سایر موجودات نیز ، همین طور.

اما در انسان ، میدان های ذهنی ، بسیار زیادند.

 

که مجموع این میدان های ذهنی ، به تشکیل یک ذهن بزرگ تر و برتر ، می انجامد.

 

برو بالای صفحه
 

منم
مدیر ارشد


دارای ۱۷۳۲ مقاله
و ۱۱ تصویر ارسالی
با ۴۸ ماه عضویت


تشکر از ایشان: ۱۱۷۳
تشکر از دیگران: ۱۰۰۵

Iran
منم

ارسال شده در -  ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ :  ۱۷:۴۷:۱۳  مشاهده اطلاعات کاربری  پاسخ به نامه با نقل قول

باسلام

بردوستان گرامی

 

 

قبلاً مقاله ای داشته ام ؛

با نام:

ذهن ، خالقی که ، باید شناخته شود.

 

اکنون ، لینک آن را ، در این جا قرار می دهم.

تا در صورت تمایل ، به آن نگاهی بیاندازید.

 

مطالبی که نوشته ام ؛

پراکنده اند.

 

سعی دارم ؛

آن ها را برای شما ، جمع آوری کرده ، در این جا بنویسم ؛

یا لینک اش را ، بگذارم.

 

موفق باشید.

 

http://www.kheradmand.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=1154

 

 

 

برو بالای صفحه
 
صفحه: از ۲ موضوع قبلی موضوع موضوع بعدی  
صفحه بعدی
 موضوع جدید  پاسخ به نامه
 ارسال این موضوع برای یک دوست
 نسخه قابل چاپ
برو به:
انجمن خردمند © ثبت شده توسط رامین ظفرعزیزی برو بالای صفحه